تبليغاتX
به قلب من کمک کن

به قلب من کمک کن

واژه هایم

نوشته شده در یکشنبه دهم مهر 1390 ساعت 9:0 توسط mina

نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند

 مثل آسمانی که امشب می بارد....
 و اینک باران
 بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
 و چشمانم را نوازش می دهد
 تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم

[ ]

تاب تاب

نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1390 ساعت 11:15 توسط mina

خدا منو نندازی

اگه میخوای بندازی

بغل......... بندازی

 

[ ]

می بارد

نوشته شده در دوشنبه پنجم اردیبهشت 1390 ساعت 18:38 توسط mina
دوست داشتن
 نم نم باران است ،
که کم کم می آید و به درازا می بارد.
چه زیباست اگر همواره اینگونه بباریم و ابر همیشه بهار آسمان محبت باشیم ....
[ ]

نگام کن

نوشته شده در پنجشنبه یکم اردیبهشت 1390 ساعت 18:0 توسط mina


نگام میکنی و میگی
آخ..
دلم تنگ شده بود

محکم بغلم میکنی

چشام و میبندم
به این فکرمیکنم که چند وقته ندیدمت

به خودم که میام لبام خیسِ خیسِ..

[ ]

اول قصه

نوشته شده در شنبه بیست و هفتم فروردین 1390 ساعت 17:58 توسط mina

 

قصه از اونجا شروع شد که به چشمات نگاه کردمُ

عاشق شدم!!

[ ]

صدای من

نوشته شده در شنبه بیستم فروردین 1390 ساعت 18:12 توسط mina


میخواهم با تمام وجود دوست داشتَنَت را فریاد بزنم

طوری که همه بشنوند

حتی ساکنینِ کـُراتِ دیگر!

[ ]

آرامش با تو کجاست؟

نوشته شده در یکشنبه چهاردهم فروردین 1390 ساعت 18:10 توسط mina


سکوت
تنهایی
یادِ تو..
جایت خیلی خالیست نازنینم
دلم سراغت را میگیرد
دیگر اشک هم آرامم نمیکند!

[ ]

تو را از برم

نوشته شده در دوشنبه یکم فروردین 1390 ساعت 18:9 توسط mina

 

آهای غریبه ی دیروز

آنقدر آشنا شدی که امروز تک تک خطوط جسمت را از بَرَم!

[ ]

خدایا :

نوشته شده در پنجشنبه پنجم اسفند 1389 ساعت 11:16 توسط mina

خدایا :

همه چیز زیباست زیرا همه زیبایی خود را از تو وام گرفته اند.
ماه و ستارگان می درخشند چون حضور تو در آنها درخشان است
تو زیبا هستی پس همه چیز زیباست بی تو هیچ چیز زیبانیست.
خدایا:
ای زیبایی مطلق
تو زیباتر از تمامی زیبایی ها هستی
که از به وجود می آیند
جلوه ها دلربای طبیعت  امواج زیبایی تو هستند
که در وجودت دست افشانی می کنند
.


[ ]

ای ستاره ها

نوشته شده در پنجشنبه پنجم اسفند 1389 ساعت 11:15 توسط mina

ای ستاره ها كه بر فراز آسمان


با نگاه خود اشاره گر نشسته اید

ای ستاره ها كه از ورای ابرها

بر جهان نظاره گر نشسته اید

آری این منم كه در دل سكوت شب

نامه های عاشقانه پاره میكنم

ای ستاره ها اگر بمن مدد كنید

دامن از غمش پر از ستاره میكنم

 با دلی كه بویی از وفا نبرده است

جور بیكرانه و بهانه خوشتر است

در كنار این مصاحبان خودپسند

ناز و عشوه های زیركانه خوشتر است

ای ستاره ها چه شد كه در نگاه من

دیگر آن نشاط ونغمه و ترانه مرد ؟

ای ستاره ها چه شد كه بر لبان او

آخر آن نوای گرم عاشقانه مرد ؟

جام باده سر نگون و بسترم تهی

سر نهاده ام به روی نامه های او

سر نهاده ام كه در میان این سطور

جستجو كنم نشانی از وفای او

ای ستاره ها مگر شما هم آگهید

 از دو رویی و جفای ساكنان خاك

كاینچنین به قلب آسمان نهان شدید

ای ستاره ها ستاره های خوب و پاك

من كه پشت پا زدم به هر چه كه هست و نیست

تا كه كام او ز عشق خود روا كنم

لعنت خدا بمن اگر بجز جفا

زین سپس به عاشقان با وفا كنم

ای ستاره ها كه همچو قطره های اشك سربدار

سر بدامن سیاه شب نهاده اید

ای ستاره ها كز آن جهان جاودان

روزنی بسوی این جهان گشاده اید

رفته است و مهرش از دلم نمیرود

ای ستاره ها چه شد كه او مرا نخواست ؟

ای ستاره ها ستاره ها ستاره ها

پس دیار عاشقان جاودان كجاست ؟

 

[ ]